پارت هفتاد و نهم :


دستش را روی دست علی گذاشت. در دل ممنون او بود. کوتاه آمدن فرانک را به این تعبیر می‎کرد که از عطا خوشش آمده و بالاخره خواهند توانست سر او را همانطوری که مصلحتشان است بند کنند.
عطا و فرانک از پله‌ها بالا رفتند. فرانک در یکی از اتاق‌ها را باز کرد و با سر به عطا بفرما زد. عطا بدون تعارف وارد اتاق شد. اتاق نسبتا بزرگ و به هم ریخته‌ای بود. چند تابلو کنار هم روی زمین چیده شده بودند و دو تاب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • وکیلی

    0

    راضیه،راضی دمتون گرم همینطورپیش بریدخوشم اومده

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قربونتون❤️

    ۹ ماه پیش
  • فخری

    0

    خسته نباشی فاطمه بانو عالی بود دست مریزاد رمانت عالیه قلمت مانا ❤❤🌹🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    برقرار باشی دوست عزیز.❤️❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    برقرار باشی دوست عزیز.❤️❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    0

    عالیه خیلی مشتاقم بقیه رمان رو بخونم❤

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️اشتیاقتونم قشنگه.

    ۱۱ ماه پیش
  • م.ر

    1

    الحق ژن عطا تو فرانک پیداشده😅

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👍😅❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • صدف

    1

    ممنون🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • صدف

    2

    روند داستان عالیه

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    محبت دارید.❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطیما

    4

    فرانک مچ گیر و باهوش کی بودی تو😂😍

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بالاخره باید یکی باشه که سرش زیر برف نیست. طفلی فرحناز که سر پا خوابیده.😉

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم

    4

    از فرانک خیلی خوشم میاد باحاله اصلنم تعجب نکرد که گفت من پسر عبادم ببینیم چی پیش میاد درادامه

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    فرانک خیلی گله.

    ۱۱ ماه پیش
  • آریادخت

    7

    چی میشه بهمن عاشق فرانک بشه عطا تلافی اذیتای خودشو ترانه رو سرش بیاره 😭😭🤣🤣🤣 وای منتظرم گند علیی دراد

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    خیلی خوب بهونه‌ای دست بهمن میافته.😁😅

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    7

    فرانکو عشقه حاج عباد رو خوب شناخته

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!